﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:24,000
..:: جديدترين فیلم های سینمایی و سریال های ایرانی و خارجی ::..
..::دانلود آسان و نیم بها همه فیلم ها بدون سانسور و حذفیات::..
..::همراه زیرنویس فارسی::..
آدرس کانال تلگرام و اینستاگرام @cafehmusic_ir
آدرس سایت CafehMusic.ir
کافه موزیک

2
00:00:24,791 --> 00:00:25,791
‫اینجا! من اینجام!

3
00:00:29,749 --> 00:00:33,874
‫<i>و یک زمانی بود که</i>
<i>‫دنیا چنان نورسته بود</i>

4
00:00:33,916 --> 00:00:36,916
‫<i>که هنوز طلوع آفتاب رخ نداده بود.</i>

5
00:00:37,041 --> 00:00:41,374
‫<i>اما حتی در آن زمان هم</i>
<i>‫نور وجود داشت.</i>

6
00:01:03,041 --> 00:01:05,874
‫خب، تموم نشد؟

7
00:01:17,833 --> 00:01:21,374
‫حتی تو هم باورت نمی‌شه که
‫اون کاغذِ قراضه روی آب شناور بشه.

8
00:01:22,791 --> 00:01:24,333
‫قرار نیست شناور بشه.

9
00:01:25,791 --> 00:01:28,874
‫قراره سفر دریایی کنه.

10
00:01:48,666 --> 00:01:49,791
‫بس کنید!

11
00:01:50,333 --> 00:01:51,333
‫نه، نزنید!

12
00:01:52,041 --> 00:01:54,041
‫بس کنید، خرابش می‌کنید!

13
00:01:54,124 --> 00:01:56,083
‫بسه! گفتم نکنید!

14
00:01:56,166 --> 00:01:58,499
‫- بزن.
‫- نکن، خراب می‌شه! بس کنید!

15
00:02:02,208 --> 00:02:03,999
‫دیدی گفتم رو آب وای‌نمیسته.

16
00:02:07,708 --> 00:02:09,166
‫گم‌شو اونور!

17
00:02:09,291 --> 00:02:11,541
‫باز پات گیر کرد به زمین، «گالادریل».

18
00:02:19,624 --> 00:02:21,833
‫قایق خوبی ساخته بودی، خواهرم.

19
00:02:21,916 --> 00:02:23,833
‫همون‌جوری که یادم دادی، ساختمش.

20
00:02:25,166 --> 00:02:30,291
‫می‌دونی چرا کِشتی روی آب وایمیسته
‫ولی سنگ نمی‌تونه؟

21
00:02:30,958 --> 00:02:35,333
‫چون سنگ فقط پایین رو می‌بینه.

22
00:02:36,458 --> 00:02:40,249
‫تاریکیِ آب، وسوسه‌انگیز و بی‌انتهاست.

23
00:02:41,708 --> 00:02:43,749
‫کشتی هم این تاریکی رو احساس می‌کنه،

24
00:02:43,833 --> 00:02:47,666
‫این‌که دریا هر لحظه در تلاشـه
‫که به اون غلبه کنه و واژگونش کنه.

25
00:02:49,458 --> 00:02:51,749
‫اما کشتی یه رازی داره.

26
00:02:53,374 --> 00:02:57,291
‫چون‌که برخلاف سنگ،
‫نگاه اون پایین نیست و بالا رو می‌بینه.

27
00:02:58,666 --> 00:03:00,874
‫و روی نوری که هدایتش می‌کنه تمرکز داره،

28
00:03:01,749 --> 00:03:04,833
‫زمزمۀ راهنمایی‌هایی که
‫فراتر از علم تاریکی هستن.

29
00:03:06,958 --> 00:03:10,499
‫اما گاهی‌اوقات انعکاس نور توی آب

30
00:03:10,583 --> 00:03:13,249
‫دقیقاً به روشناییِ همون نور توی آسمونـه.

31
00:03:13,333 --> 00:03:16,541
‫و تشخیصِ سمت بالا و پایین از هم
‫سخت می‌شه.

32
00:03:18,541 --> 00:03:21,083
‫حالا من از کجا بدونم
‫باید دنبال کدوم نور برم؟

33
00:03:33,374 --> 00:03:34,874
‫ولی این خیلی ساده به‌نظر میاد.

34
00:03:35,332 --> 00:03:37,541
‫اکثر حقیقت‌های مهم
‫همین‌قدر ساده هستن.

35
00:03:38,041 --> 00:03:40,457
‫اما باید یاد بگیری که
‫خودت تشخیص‌شون بدی.

36
00:03:40,541 --> 00:03:43,374
‫من تا ابد پیشت نیستم که
‫بهت تقلب برسونم.

37
00:03:43,457 --> 00:03:44,874
‫واقعاً؟

38
00:03:46,249 --> 00:03:48,749
‫بیا بریم. مادر و پدر منتظرن.

39
00:03:59,332 --> 00:04:01,457
‫<i>ما واژه‌ای برای «مرگ» نداشتیم.</i>

40
00:04:02,582 --> 00:04:05,541
‫<i>چون فکر می‌کردیم خوشی‌هامون ابدی‌ان.</i>

41
00:04:20,832 --> 00:04:23,832
‫<i>خیال می‌کردیم روشنایی‌مون</i>
<i>‫هیچ‌وقت تیره و تار نمی‌شه.</i>

42
00:04:28,666 --> 00:04:31,791
‫<i>برای همین وقتی دشمن بزرگ‌مون، «مورگوت»،</i>

43
00:04:31,874 --> 00:04:34,916
‫<i>روشناییِ خود خونه‌مون رو</i>
<i>‫از بین برد...</i>

44
00:04:37,957 --> 00:04:39,791
‫<i>ما مقاومت کردیم.</i>

45
00:04:43,582 --> 00:04:47,249
‫<i>و سپاهی از الف‌ها به جنگ رفتند.</i>

46
00:04:51,874 --> 00:04:52,957
‫[ والینور ]

47
00:04:52,999 --> 00:04:58,957
‫<i>ما خونه‌مون «والینور» رو ترک کردیم</i>
<i>‫و به قلمرویی دور دست سفر کردیم.</i>

48
00:04:59,499 --> 00:05:05,249
‫<i>قلمرویی پُر از خطرات ناگفته</i>
<i>‫و بی‌نهایت جانوران عجیب‌وغریب.</i>

49
00:05:05,874 --> 00:05:09,374
‫<i>مکانی تحت عنوان «سرزمین میانه».</i>

50
00:05:32,291 --> 00:05:35,124
‫قسم به نورِ والار!

51
00:05:35,374 --> 00:05:40,332
‫زنده نمی‌گذاریمشان!

52
00:05:44,082 --> 00:05:46,499
‫<i>می‌گفتن زود تموم می‌شه،</i>

53
00:05:48,041 --> 00:05:52,457
‫<i>اما اون جنگ یک ویرانه</i>
<i>‫از سرزمین میانه به جا گذاشت.</i>

54
00:05:55,666 --> 00:05:59,249
‫<i>جنگی که قرن‌ها به طول انجامید.</i>

55
00:06:20,082 --> 00:06:23,666
‫<i>حالا ما معادل‌های زیادی</i>
<i>‫برای مرگ یاد گرفتیم.</i>

56
00:06:28,916 --> 00:06:31,874
‫<i>مورگوت در نهایت شکست خورد.</i>

57
00:06:32,874 --> 00:06:35,624
‫<i>اما پیش از اون</i>
<i>‫رنجی بی‌کران به بار آورد.</i>

58
00:06:38,124 --> 00:06:42,749
‫<i>چرا که اورک‌هاش تو گوشه و کنارِ</i>
<i>‫سرزمین میانه پخش شده بودن،</i>

59
00:06:44,124 --> 00:06:46,582
‫<i>و به‌سرعت در حال رشد و نِمُو بودن</i>

60
00:06:46,666 --> 00:06:50,166
‫<i>تحت فرماندهی وفادارترین خدمتگزار مورگوت،</i>

61
00:06:50,249 --> 00:06:54,082
‫<i>جادوگری ظالم و مکار.</i>

62
00:06:54,166 --> 00:06:56,999
‫<i>صداش می‌زدن «سائورون».</i>

63
00:06:58,707 --> 00:07:02,290
‫<i>برادرم عهد کرده بود که</i>
<i>‫اون رو پیدا کنه و از هستی ساقطش کنه.</i>

64
00:07:04,999 --> 00:07:07,207
‫<i>اما سائورون زودتر اون رو پیدا کرد</i>

65
00:07:09,290 --> 00:07:11,624
‫<i>و علامتی روی بدنش گذاشت.</i>

66
00:07:14,415 --> 00:07:17,874
‫<i>علامتی که حتی داناترین الف‌هامون هم</i>
<i>‫نتونستن به مفهومش پی ببرن.</i>

67
00:07:22,374 --> 00:07:25,207
‫<i>در در اون لحظه، در تاریکی،</i>

68
00:07:25,874 --> 00:07:29,040
‫<i>عهد اون، عهدِ من شد.</i>

69
00:07:31,082 --> 00:07:33,624
‫<i>و این‌طور شد که شکار رو شروع کردیم.</i>

70
00:07:35,874 --> 00:07:38,749
‫<i>ما تا انتهای زمین به‌دنبال سائورون رفتیم.</i>

71
00:07:41,290 --> 00:07:43,832
‫<i>اما ردّ پاش رفته‌رفته محوتر شد.</i>

72
00:07:46,415 --> 00:07:48,207
‫<i>یک سال گذشت.</i>

73
00:07:48,957 --> 00:07:51,165
‫<i>یک قرن گذشت.</i>

74
00:07:51,707 --> 00:07:55,374
‫<i>و برای خیلی از الف‌ها،</i>
<i>‫رنج اون دوران</i>

75
00:07:55,457 --> 00:07:58,457
‫<i>از فکر و ذهن‌شون پاک شد.</i>

76
00:07:59,499 --> 00:08:01,624
‫<i>هر روز الف‌های بیشتری</i>

77
00:08:01,790 --> 00:08:06,540
‫<i>به این باور میفتادن که سائورون خاطره‌ای بیش نبوده.</i>
<i>‫[ فورودویت - شمالی‌ترین بیابانِ سرزمین میانه ]</i>

78
00:08:06,749 --> 00:08:10,749
‫<i>و بالأخره این تهدید رو پشت سر گذاشتیم.</i>

79
00:08:13,582 --> 00:08:15,915
‫<i>کاش منم می‌تونستم مثل اونا فکر کنم.</i>

80
00:09:13,332 --> 00:09:14,832
‫فرمانده گالادریل.

81
00:09:16,915 --> 00:09:19,999
‫این گروهان تا تهِ کرۀ زمین
‫دوش به دوش شما اومده.

82
00:09:20,082 --> 00:09:22,874
‫اما هیج‌کدوم از افرادی که تا به‌حال
‫جرئت کردن این دژِ آخر رو بگردن

83
00:09:22,957 --> 00:09:24,582
‫چیزی دستگیرشون نشده.

84
00:09:25,915 --> 00:09:28,915
‫از آخرین باری که یک اورک دیده شده
‫سال‌ها می‌گذره.

85
00:09:29,749 --> 00:09:34,249
‫آیا این احتمال وجود نداره که بقیۀ فرماندهان
‫درست بگن و دشمن‌مون نابود شده باشه؟

86
00:09:34,332 --> 00:09:35,790
‫هوا به‌زودی تاریک می‌شه.

87
00:09:36,290 --> 00:09:40,624
‫توی جایی که حتی نور خورشید می‌ترسه
‫واردش بشه، یه موجود زنده چقدر دووم میاره؟

88
00:09:44,915 --> 00:09:47,249
‫شاید عاقلانه‌تر باشه که
‫همین‌جا اردو بزنیم.

89
00:09:48,040 --> 00:09:50,249
‫و فردا صبح رهسپار خانه بشیم.

90
00:09:54,749 --> 00:09:56,165
‫داریم نور رو از دست می‌دیم.

91
00:10:10,999 --> 00:10:12,290
‫فرمانده، صبر کنید!

92
00:10:12,374 --> 00:10:14,874
‫نه. باید به راه‌مون ادامه بدیم.

93
00:10:14,957 --> 00:10:16,790
‫گالادریل، وایسا!

94
00:10:38,998 --> 00:10:42,415
‫اینجا هیچ خبری نیست.
‫تا الان باید می‌رسیدیم دیگه.

95
00:10:50,665 --> 00:10:51,873
‫رسیدیم.

96
00:11:13,332 --> 00:11:14,748
‫همین‌جاست.

97
00:11:14,832 --> 00:11:18,040
‫اورک‌ها بعد از مغلوب‌شدنِ مورگوت
‫اینجا دور هم جمع شدن.

98
00:11:19,123 --> 00:11:22,207
‫تعداد اورک‌هایی که فرار کردن
‫خیلی بیشتر از اونیه که فکرشو می‌کردیم.

99
00:11:22,998 --> 00:11:25,415
‫دستم کامل سِر شده.

100
00:11:27,457 --> 00:11:28,540
‫نه.

101
00:11:30,082 --> 00:11:33,498
‫چنان شرارتی تو این قلعه موج می‌زنه
‫که مشعل‌هامون دیگه حرارت ندارن.

102
00:11:34,248 --> 00:11:35,415
‫این طرفیـه.

103
00:11:35,998 --> 00:11:37,498
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

104
00:11:38,040 --> 00:11:39,665
‫این سمت سردتر می‌شه.

105
00:12:09,290 --> 00:12:10,873
‫اینجا یه در بوده که پُرش کردن.

106
00:12:12,373 --> 00:12:13,373
‫خرابش کنید.

107
00:12:48,832 --> 00:12:50,623
‫این دیگه چه پلیدی‌ایـه؟

108
00:12:53,373 --> 00:12:56,915
‫این اورک‌ها داشتن با قدرت‌های
‫«جهان نامرئی» ور می‌رفتن.

109
00:12:57,665 --> 00:12:59,582
‫یه نوع جادوی سیاهِ باستانیـه.

110
00:13:03,832 --> 00:13:05,457
‫ولی هدف‌شون چی بوده؟

111
00:13:06,415 --> 00:13:09,248
‫مطمئناً الان دیگه به خاطره‌ها سپرده شده.

112
00:13:09,332 --> 00:13:11,498
‫هر ماجرایی که بوده مال خیلی وقت پیشـه.

113
00:13:19,123 --> 00:13:20,207
‫آب رو بده.

114
00:13:30,290 --> 00:13:32,290
‫حتی سنگ هم نمی‌تونه علامتِ

115
00:13:32,373 --> 00:13:35,248
‫کسی که دستش آتش خاموشی‌ناپذیره
‫رو مخفی کنه.

116
00:13:42,873 --> 00:13:43,957
‫اون اینجا بوده.

117
00:13:44,915 --> 00:13:46,665
‫سائورون اینجا بوده.

118
00:13:47,123 --> 00:13:49,457
‫به افرادمون بگو تا وقت دارن استراحت کنن.

119
00:13:49,540 --> 00:13:52,748
‫آفتاب بزنه، حرکت می‌کنیم.
‫می‌ریم نقاط شمالی‌تر رو بگردیم.

120
00:13:52,832 --> 00:13:53,915
‫نقاط شمالی‌تر؟

121
00:13:53,998 --> 00:13:56,915
‫این علامت به‌عنوان راهنما
‫برای اورک‌ها گذاشته شده.

122
00:13:57,831 --> 00:14:00,331
‫آخرین بار رو تنِ برادرم دیدمش.

123
00:14:00,915 --> 00:14:02,040
‫باید بریم دنبالش.

124
00:14:02,540 --> 00:14:04,581
‫این علامت مال چند قرن گذشته‌ست.

125
00:14:04,665 --> 00:14:06,498
‫کار هر کسی هست،
‫ممکنه خیلی‌وقته مُرده باشه.

126
00:14:06,581 --> 00:14:08,456
‫شایدم در خفا منتظر بوده،
‫و داشته تجدید قوا می‌کرده،

127
00:14:08,540 --> 00:14:10,873
‫و تو اون جادوی سیاهی که
‫کشوندتِش اینجا مهارت کسب می‌کرده.

128
00:14:10,956 --> 00:14:12,956
‫تاریخ انقضای دستور ما
‫چند ماه پیش بود.

129
00:14:13,040 --> 00:14:17,081
‫قطعاً اول باید برگردیم خونه
‫و با «شاه بَرین» مشورت کنیم.

130
00:14:17,581 --> 00:14:20,665
‫بهت قول میدم هیچ‌کدوم از افراد این گروهان

131
00:14:21,790 --> 00:14:23,706
‫بیشتر از من دل‌شون برای خونه لَک نزده.

132
00:14:25,790 --> 00:14:28,790
‫هنوز نور درخت‌ها روی صورتم حس می‌کنم.

133
00:14:30,790 --> 00:14:32,206
‫هنوز می‌بینمش.

134
00:14:34,206 --> 00:14:36,373
‫و تا زمانی که مطمئن نشیم

135
00:14:36,873 --> 00:14:40,456
‫هیچ اثری از دشمن‌مون باقی نمونده...

136
00:14:42,956 --> 00:14:44,456
‫هرگز نمی‌تونم برگردم.

137
00:15:17,581 --> 00:15:19,373
‫ترولِ برفی!

138
00:16:35,540 --> 00:16:37,373
‫از اولش هم نباید می‌اومدیم اینجا.

139
00:16:37,456 --> 00:16:38,831
‫بزودی می‌ریم.

140
00:16:40,415 --> 00:16:41,831
‫دستورتون رو شنیدید.

141
00:16:41,956 --> 00:16:43,456
‫صبح علی‌الطلوع راه میفتیم.

142
00:16:50,748 --> 00:16:52,498
‫پس باید تنها برید.

143
00:17:29,081 --> 00:17:36,081
دانلود رایگان فیلم و سریال
کانال تلگرام و اینستاگرم ما @cafehmusic_ir
سایت ما CafehMusic.ir

144
00:17:41,873 --> 00:17:45,123
‫[ رُوانیون - سرزمین‌های وحشی شرقِ آندوئین ]

145
00:17:55,664 --> 00:17:57,873
‫یه اتفاقی اینجا افتاده.
‫هیچ شکاری پیدا نمی‌شه.

146
00:17:57,956 --> 00:17:59,789
‫گرگ‌ها خیلی زیاد شدن.

147
00:18:00,164 --> 00:18:02,539
‫به‌نظرتون یه‌کم عجیب نیست؟

148
00:18:02,623 --> 00:18:04,373
‫دنیا کلاً جای عجیبیه،

149
00:18:04,706 --> 00:18:06,414
‫اگه اجازه بدم گیجم کنن،

150
00:18:06,498 --> 00:18:08,789
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم از رو صندلیم پاشم.

151
00:18:08,914 --> 00:18:10,664
‫

152
00:18:13,248 --> 00:18:14,831
‫راهت رو برو.

153
00:18:14,914 --> 00:18:15,998
‫واسه چی؟

154
00:18:17,748 --> 00:18:20,331
‫بهش می‌خورد گورکن باشه. شایدم روباه.

155
00:18:20,414 --> 00:18:21,748
‫بیشتر شبیه هارفوت‌ها بود.

156
00:18:21,831 --> 00:18:23,081
‫هارفوت؟
‫[ یک نژاد هابیت ]

157
00:18:23,164 --> 00:18:24,998
‫خوش ندارم ببینم‌شون،

158
00:18:25,081 --> 00:18:28,123
‫ولی اگه دیدی‌شون، حواستـو جمع کن.

159
00:18:28,206 --> 00:18:30,539
‫موجودات خطرناکی‌ان.

160
00:18:31,956 --> 00:18:32,956
‫داری چاخان می‌کنی.

161
00:18:35,248 --> 00:18:37,373
‫یالا. معطل نکن!

162
00:18:38,081 --> 00:18:41,248
‫بیا تا غروب نشده بریم دریاچه.

163
00:18:58,956 --> 00:19:00,539
‫ها؟

164
00:19:09,539 --> 00:19:11,206
‫امن و امانـه.

165
00:19:25,206 --> 00:19:26,248
‫نوری!

166
00:19:28,289 --> 00:19:29,373
‫نوری!

167
00:19:30,498 --> 00:19:31,664
‫نوری!

168
00:19:37,164 --> 00:19:38,331
‫نوری!

169
00:19:57,789 --> 00:20:00,414
‫مسافرها؟ این موقع از سال؟

170
00:20:00,498 --> 00:20:02,789
‫شگون نداره، شک نکنید.

171
00:20:02,873 --> 00:20:05,456
‫- بد چیزی هم هست. بدجور.
‫- آروم باش، مالوا.

172
00:20:05,539 --> 00:20:08,789
‫آخرین دفعه‌ای که مسافرها انقدر زود
‫سر رسیدن، «یخ‌بندان بزرگ» اتفاق افتاد.

173
00:20:08,873 --> 00:20:12,248
‫و باید خوب یادت باشه که
‫چه فصل سرد و بی‌برکتی بود.

174
00:20:12,331 --> 00:20:14,331
‫به احتمال زیاد فقط گم شدن، همین.

175
00:20:14,414 --> 00:20:15,873
‫مطمئناً همینه دلیلش.

176
00:20:15,914 --> 00:20:17,248
‫شام رو خراب می‌کنی.

177
00:20:17,331 --> 00:20:19,206
‫هر جا بگی رو گشتم.

178
00:20:19,289 --> 00:20:20,956
‫کوچولوها هنوز اون بیرونن.

179
00:20:21,039 --> 00:20:23,581
‫چیزی‌شون نمی‌شه، گلدی.

180
00:20:23,664 --> 00:20:26,373
‫نوری پیش‌شونـه.
‫نوری رو که می‌شناسی.

181
00:20:26,456 --> 00:20:28,539
‫بله می‌شناسم.

182
00:20:30,706 --> 00:20:32,289
‫می‌شه دیگه برگردیم؟

183
00:20:32,373 --> 00:20:34,873
‫هزارتا چیز این‌طرفا هست
‫که می‌تونه بکشدِمون.

184
00:20:34,956 --> 00:20:38,248
‫هزار و یکی،
‫اگه ترس تا سر حد مرگت رو هم حساب کنی.

185
00:20:38,331 --> 00:20:40,873
‫خودت قوانین رو می‌دونی.
‫ما نباید انقدر از اردوگاه دور شیم.

186
00:20:40,914 --> 00:20:43,539
‫بابا... اگه قرار بود هر کاری
‫نباید بکنیم رو نکنیم

187
00:20:43,623 --> 00:20:45,248
‫که عملاً هیچ‌کاری نمی‌تونستیم بکنیم.

188
00:20:45,373 --> 00:20:46,373
‫من اول میرم!

189
00:20:48,373 --> 00:20:50,747
‫یالا. حواست به چاله باشه.

190
00:20:51,872 --> 00:20:53,372
‫سرت رو بپّا.

191
00:20:55,289 --> 00:20:56,289
‫از این‌طرف!

192
00:20:56,622 --> 00:20:57,747
‫نوری!

193
00:20:58,622 --> 00:20:59,914
‫- من گیر کردم.
‫- اومدم.

194
00:21:00,206 --> 00:21:01,539
‫

195
00:21:01,622 --> 00:21:03,039
‫نوری! آی!

196
00:21:07,914 --> 00:21:08,997
‫لذت بردم.

197
00:21:11,872 --> 00:21:13,122
‫پاشو.

198
00:21:13,206 --> 00:21:14,956
‫می‌شه برگردیم؟

199
00:21:15,039 --> 00:21:17,747
‫- ولی هنوز که ندیدینش.
‫- چی رو؟

200
00:21:17,831 --> 00:21:20,206
‫اگه نظر منو بخواین،
‫مخفی‌گاه خوبی واسه ترول‌های تپه‌ایـه.

201
00:21:21,914 --> 00:21:23,539
‫یا تمام مقدسات.

202
00:21:28,997 --> 00:21:30,039
‫آخ!

203
00:21:33,831 --> 00:21:34,997
‫نوری!

204
00:21:37,539 --> 00:21:38,539
‫

205
00:21:42,914 --> 00:21:43,914
‫

206
00:21:54,997 --> 00:21:56,164
‫نوری!

207
00:21:57,372 --> 00:21:58,539
‫یه‌چیزی پیدا کردم.

208
00:21:59,997 --> 00:22:01,706
‫یه‌چیزی لای گِل‌هاست.

209
00:22:02,581 --> 00:22:03,747
‫ببین چیه؟

210
00:22:05,831 --> 00:22:07,247
‫شبیه ردپائه.

211
00:22:09,497 --> 00:22:10,539
‫ردپای سگـه.

212
00:22:11,247 --> 00:22:14,164
‫یه سگ ساده‌ست.
‫می‌دونی که سگ‌ها عاشق توت‌ان.

213
00:22:20,914 --> 00:22:22,997
‫یعنی می‌خواد توت‌های ما رو بخوره؟

214
00:22:23,081 --> 00:22:25,164
‫اگه نبیندمون، نه.

215
00:22:25,914 --> 00:22:29,247
‫هی. بجنبین بچه‌ها. باید بریم.

216
00:22:29,331 --> 00:22:31,789
‫- چرا عجله داری حالا؟
‫- گرگ.

217
00:22:34,122 --> 00:22:35,872
‫شنیدین خواهرتون چی گفت.
‫باید بریم.

218
00:22:35,956 --> 00:22:37,789
‫زودباشین. یالا.

219
00:22:37,872 --> 00:22:40,747
‫اولین نفری که برسه اردوگاه
‫اولین کیکِ جشن برداشت بهش می‌رسه.

220
00:22:40,831 --> 00:22:41,831
‫بدوئین.

221
00:22:43,456 --> 00:22:47,331
‫یادتون باشه اگه کسی چیزی پرسید،
‫ما اومده بودیم با حلزون‌ها بازی کنیم.

222
00:22:57,122 --> 00:23:01,081
‫[ زبان الفی ]

223
00:23:01,164 --> 00:23:02,914
‫

224
00:23:03,872 --> 00:23:05,081
‫«خانه.

225
00:23:07,622 --> 00:23:11,456
‫قرن‌هاست که اون‌ها از صخره‌ها
‫و تَرَک‌خوردگی سنگ‌ها عبور کردند،

226
00:23:11,539 --> 00:23:14,164
‫و آخرین بقایای دشمن‌مون
‫رو پاکسازی کردن.

227
00:23:14,747 --> 00:23:17,414
‫مانند بارش باران بهاری بر روی استخوان‌های...

228
00:23:18,372 --> 00:23:19,456
‫حیوانات مُرده.

229
00:23:21,581 --> 00:23:24,914
‫بارش باران بهاری بر روی استخوان‌های...»

230
00:23:26,706 --> 00:23:28,039
‫جناب «قاصد الروند».

231
00:23:30,664 --> 00:23:31,831
‫چه عجب.

232
00:23:32,831 --> 00:23:35,664
‫بله. انگار که خودم نمی‌خواستم پیدام کنن.

233
00:23:35,956 --> 00:23:37,247
‫جریان چیه؟

234
00:23:37,331 --> 00:23:39,081
‫متأسفانه طبق دستور شورا

235
00:23:39,164 --> 00:23:41,747
‫اجازه ندارید در جلسۀ آینده شرکت کنید.

236
00:23:43,997 --> 00:23:45,747
‫جلسه مخصوصِ الف‌های لُرد هستش.

237
00:23:48,372 --> 00:23:49,789
‫مسئله‌ی دیگه‌ای هم هست؟

238
00:23:49,872 --> 00:23:51,997
‫بله. دوست‌تون از راه رسیدن.

239
00:23:52,914 --> 00:23:55,331
‫جدی اومده؟ چرا زودتر نگفتی؟

240
00:24:02,456 --> 00:24:03,664
‫برای جشن.

241
00:24:05,789 --> 00:24:10,789
‫[ لیندون - پایتختِ قلمروی الف‌های برین ]

242
00:24:21,747 --> 00:24:22,914
‫گالادریل.

243
00:24:24,914 --> 00:24:25,914
‫الروند.

244
00:24:26,830 --> 00:24:29,039
‫قدم‌رنجه کردی، به لیندون اومدی.

245
00:24:29,122 --> 00:24:30,789
‫محبت داری.

246
00:24:31,914 --> 00:24:35,830
‫شنیدم که میگن وقتی ازش رد می‌شی،
‫یه ترانه‌ای می‌شنوی.

247
00:24:35,914 --> 00:24:38,039
‫ترانه‌ای که همه به خاطر داریمش.

248
00:24:39,247 --> 00:24:40,705
‫و غرقِ در نوری میشی،

249
00:24:40,789 --> 00:24:44,497
‫بسیار نشاط‌بخش‌تر از هر حس دیگه‌ای
‫در سرتاسر سرزمین میانه.

250
00:24:44,580 --> 00:24:48,830
‫بچه که بودم،
‫تنها حسی بود که می‌شناختم.

251
00:24:48,914 --> 00:24:50,622
‫ببین حالا به کجاها رسیدی.

252
00:24:50,705 --> 00:24:53,705
‫فرمانده سپاه شمالی.
‫جنگجوی بیابان‌ها.

253
00:24:54,372 --> 00:24:58,664
‫والا گمون می‌کردم
‫با سر و وضع کثیف و خاکی از راه برسی.

254
00:24:58,747 --> 00:25:01,789
‫این دفعه، سرمازدگی و خونِ ترول غنیمت آوردم.

255
00:25:02,955 --> 00:25:04,039
‫با هیچ سپاهی.

256
00:25:04,997 --> 00:25:06,414
‫همه‌چیزو برام تعریف کن.

257
00:25:07,080 --> 00:25:10,414
‫تنها وجودِ این علامت
‫نشون میده که سائورون فرار کرده.

258
00:25:10,497 --> 00:25:11,747
‫اون هنوز زنده‌ست.

259
00:25:12,164 --> 00:25:13,789
‫سؤال اصلی اینه که.. کجاست؟

260
00:25:14,872 --> 00:25:17,747
‫می‌خوام یه گروهان جدید
‫از پادشاه درخواست کنم.

261
00:25:17,830 --> 00:25:20,830
‫- اگر بتونه تأمینش...
‫- تو تازه از راه رسیدی.

262
00:25:20,914 --> 00:25:23,122
‫باید به این زودی
‫باز حرف از رفتن بزنی؟

263
00:25:23,205 --> 00:25:25,039
‫تو که خوب می‌دونی چرا چارۀ دیگه‌ای ندارم.

264
00:25:25,872 --> 00:25:29,289
‫بعداً برای صحبت راجع‌به
‫مسائل تشریفاتی وقت زیاد هست.

265
00:25:30,330 --> 00:25:31,914
‫الان می‌خوام از خودت برام بگی.

266
00:25:33,330 --> 00:25:34,914
‫از سفر دلخراشت.

267
00:25:35,622 --> 00:25:36,705
‫عجب، الروند.

268
00:25:36,789 --> 00:25:38,914
‫الحق که یه سیاستمدار واقعی شدی.

269
00:25:38,997 --> 00:25:40,747
‫یه‌جور میگی انگار بده.

270
00:25:40,830 --> 00:25:44,164
‫من یه درباریِ معمولی نیستم که
‫با چاپلوسیِ بیخود گول بخوره.

271
00:25:45,497 --> 00:25:47,914
‫می‌خوام شخصاً با خود پادشاه صحبت کنم.

272
00:25:50,330 --> 00:25:52,039
‫خیلی واضح این منظورت رو رسوندی.

273
00:25:53,372 --> 00:25:55,330
‫من هم رُک بهت میگم.

274
00:25:58,372 --> 00:26:01,205
‫اونجا گروهانت از تو سرپیچی نکردن،

275
00:26:02,039 --> 00:26:04,372
‫تو بودی که از دستور شاه بَرین
‫سرپیچی کردی،

276
00:26:04,914 --> 00:26:07,664
‫به این خاطر که هیچ توجهی
‫به محدودیت زمانیِ عملیاتت نکردی.

277
00:26:09,372 --> 00:26:10,955
‫حالا بزرگواری کرده،

278
00:26:11,039 --> 00:26:13,747
‫و تصمیم گرفته که
‫موفقیت‌هات رو گرامی بداره...

279
00:26:14,580 --> 00:26:16,914
‫عوض این‌که گیر بده به گستاخیت.

280
00:26:19,372 --> 00:26:21,039
‫اگه این کارت رو تکرار کنی،

281
00:26:21,122 --> 00:26:24,539
‫ممکنه دیگه اون‌قدر که دوست داری
‫گوشِ شنوا نداشته باشه.

282
00:26:31,039 --> 00:26:34,080
‫یه ملاقات برام ترتیب میدی یا نه؟

283
00:26:36,205 --> 00:26:39,164
‫اگر بعد از جشن، بازم خواستی،

284
00:26:39,247 --> 00:26:40,664
‫چشم.

285
00:26:52,497 --> 00:26:54,455
‫به به. خانم تشریف آوردن.

286
00:26:54,539 --> 00:26:57,122
‫- در چه حالی؟
‫- خوبم، پدر.

287
00:26:57,205 --> 00:26:58,664
‫اینجا رو نگاه!

288
00:26:58,747 --> 00:27:00,789
‫همه‌ی اینا رو لب رودخونه پیدا کردی، نه؟

289
00:27:00,872 --> 00:27:01,872
‫اوهوم.

290
00:27:02,580 --> 00:27:04,539
‫جریان مسافرها رو شنیدی؟

291
00:27:04,622 --> 00:27:07,039
‫- مسافرها؟
‫- هوم. شکارچی.

292
00:27:07,622 --> 00:27:08,955
‫دو نفرن.

293
00:27:09,039 --> 00:27:11,122
‫عظیم‌الجثه مثل تخت‌سنگ‌های بزرگ.

294
00:27:11,205 --> 00:27:12,664
‫روی اون تپه.

295
00:27:12,747 --> 00:27:14,247
‫باورم نمی‌شه ندیدم‌شون.

296
00:27:14,330 --> 00:27:18,330
‫شاید بهتره انقدر دور از خونه نپلکی
‫که از این‌چیزا غافل نشی، هوم؟

297
00:27:26,830 --> 00:27:29,039
‫باز پاشدی رفتی مزرعۀ قدیمی.

298
00:27:29,747 --> 00:27:30,914
‫مگه نه؟

299
00:27:32,039 --> 00:27:33,039
‫مراقب بودم.

300
00:27:33,122 --> 00:27:35,039
‫ولی بچه‌ها شاید مراقب نباشن.

301
00:27:35,122 --> 00:27:36,705
‫ببخشید، نمی‌دونستم.

302
00:27:36,789 --> 00:27:38,955
‫سابقه نداشته شکارچی‌ها
‫قبلِ برداشت بیان اینجا.

303
00:27:39,039 --> 00:27:41,247
‫- هوم.
‫- یا حتی گرگ‌ها.

304
00:27:44,122 --> 00:27:46,872
‫یعنی مشکلی پیش اومده؟ طرف‌های جنوب.

305
00:27:47,163 --> 00:27:49,622
‫اون‌وقت این چه ربطی به تو داره،
‫النور برندی‌فوت؟

306
00:27:54,288 --> 00:27:55,997
‫یعنی شما کنجکاو نیستی بدونی...

307
00:27:57,038 --> 00:27:58,538
‫اون بیرون دیگه چه‌خبره؟

308
00:27:59,163 --> 00:28:00,497
‫رودخونه‌ها تا کجا جریان دارن

309
00:28:00,580 --> 00:28:04,205
‫یا گنجشک‌ها نغمه‌های جدیدی که
‫بهار می‌خونن رو کجا یاد می‌گیرن؟

310
00:28:04,788 --> 00:28:08,955
‫یه حسی به من می‌گه
‫عجایب زیادی تو این دنیا وجود داره.

311
00:28:09,497 --> 00:28:11,372
‫که تو مخیلۀ ما هم نمی‌گنجن.

312
00:28:12,080 --> 00:28:13,622
‫قبلاً که بهت گفتم.

313
00:28:14,372 --> 00:28:16,205
‫بارها هم گفتم.

314
00:28:18,122 --> 00:28:20,538
‫الف‌ها باید از جنگل‌ها محافظت کنن.

315
00:28:20,622 --> 00:28:23,872
‫دورف‌ها از معادن‌شون.
‫و آدم‌ها از گندم‌زارها.

316
00:28:24,788 --> 00:28:28,455
‫حتی درخت‌ها هم بایستی نگرانِ
‫خاک زیر ریشه‌هاشون باشن.

317
00:28:29,080 --> 00:28:32,913
‫ولی ما هارفوت‌ها از هیاهوی
‫این جهان بی‌کران آزادیم.

318
00:28:32,997 --> 00:28:36,747
‫ما صرفاً امواجی ریز هستیم
‫در یک جویبار فوق‌العاده طویل.

319
00:28:37,163 --> 00:28:39,580
‫مسیر ما با توجه به فصل‌ها معین میشه.

320
00:28:40,455 --> 00:28:43,330
‫هیچ‌کس از مسیر خارج نمیشه
‫و هیچ‌کس تنها راه نمیره.

321
00:28:45,330 --> 00:28:48,038
‫ما همدیگه رو داریم.
‫امینت‌مون تضمینه.

322
00:28:49,497 --> 00:28:50,997
‫با این روش زنده می‌مونیم.

323
00:28:53,663 --> 00:28:56,497
‫زود باش. برو به پدرت کمک کن.

324
00:28:59,205 --> 00:29:02,622
‫مشکل خودته.
‫می‌بینی، چرخ باید گرد باشه.

325
00:29:36,330 --> 00:29:40,288
‫دلیرترین جنگجویانی هستند

326
00:29:40,372 --> 00:29:44,913
‫که نزد ما زانو زده‌اند،
‫جنگجویان فاتح هستند.

327
00:29:46,580 --> 00:29:49,330
‫گرچه مورگوت یک قرن پیش شکست خورد،

328
00:29:50,038 --> 00:29:53,830
‫عده‌ای هراس دارند ممکن است
‫یک شیطان جدید از سایه‌اش برخیزد.

329
00:29:53,913 --> 00:29:55,747
‫قرن‌هاست،

330
00:29:55,830 --> 00:29:59,913
‫که سربازها از صخره‌ها
‫و ترک‌خوردگی سنگ‌ها عبور کردند.

331
00:29:59,997 --> 00:30:03,247
‫و آخرین بقایای دشمن‌مون رو پاکسازی کردن

332
00:30:03,330 --> 00:30:07,038
‫مانند بارش باران بهاری
‫بر روی استخوان‌های لاشه‌های فاسد.

333
00:30:09,747 --> 00:30:11,080
‫و اکنون، سرانجام،

334
00:30:12,288 --> 00:30:15,663
‫با پیروزی نزد ما برگشته‌اند،

335
00:30:15,747 --> 00:30:18,872
‫با قاطعیت ثابت کرده‌اند

336
00:30:18,955 --> 00:30:23,080
‫که دوران جنگِ ما به اتمام رسیده است.

337
00:30:25,413 --> 00:30:26,497
‫امروز...

338
00:30:28,330 --> 00:30:31,163
‫دوران صلح و آرامش آغاز می‌شود.

339
00:30:57,163 --> 00:31:00,580
‫و به نشانهٔ قدردانی،

340
00:31:01,663 --> 00:31:04,205
‫این قهرمانان افتخاری بی‌همتا و بی‌نظیر

341
00:31:04,288 --> 00:31:07,038
‫در تمامی آیین ما نصیبشان خواهد شد.

342
00:31:07,122 --> 00:31:10,413
‫به گری‌هونز برده میشن

343
00:31:10,497 --> 00:31:14,830
‫و از دریا رد گذر می‌کنن تا بتونن تا ابد

344
00:31:15,913 --> 00:31:19,621
‫در قلمروی فرخنده، غرب دور، زندگی کنن.

345
00:31:19,705 --> 00:31:22,871
‫سرزمین‌های جاویدان والینور

346
00:31:23,705 --> 00:31:27,538
‫سرانجام، به خانه میروند.

347
00:32:29,663 --> 00:32:32,996
‫می‌خوای همون‌جا بایستی
‫و مثل اورک‌ها نفس بکشی؟

348
00:32:36,205 --> 00:32:39,621
‫میگن طعم پیروزی

349
00:32:39,705 --> 00:32:42,288
‫برای افرادی که مصیبت زیادی کشیدن شیرین‌تره.

350
00:32:43,038 --> 00:32:44,871
‫حسِ پیروزی ندارم.

351
00:32:44,955 --> 00:32:47,996
‫لایق افتخارات این روز هستی.

352
00:32:48,871 --> 00:32:50,538
‫اگه برادرت بود بهت افتخار می‌کرد.

353
00:32:56,830 --> 00:32:59,580
‫وقتی اولین مجسمه‌ها تراشیده می‌شدن
‫رو به خوبی یادم میاد.

354
00:33:00,913 --> 00:33:04,330
‫تصویر یک از دست رفته،
‫در یک موجود زنده حفظ شده.

355
00:33:04,413 --> 00:33:08,163
‫فکر می‌کنم بخشی از من
‫همیشه باور داشت بقایای من اینجاست،

356
00:33:08,246 --> 00:33:09,538
‫پیش اون‌ها.

357
00:33:10,580 --> 00:33:12,496
‫اما در عوض، دارم ترکشون می‌کنم.

358
00:33:14,080 --> 00:33:18,080
‫هدیه شاهه.

359
00:33:21,621 --> 00:33:23,621
‫هدیه‌ای که تصمیم گرفتم قبول نکنم.

360
00:33:24,746 --> 00:33:25,746
‫گالادریل، تو...

361
00:33:25,830 --> 00:33:28,538
‫برادر من زندگیش
‫رو صرف پیدا کردن سائورون کرد.

362
00:33:30,038 --> 00:33:32,038
‫ماموریت من الان به دوش منه.

363
00:33:34,871 --> 00:33:38,080
‫دشمنی که ما رو از شمال
‫فراری داد رو پیدا می‌کنم.

364
00:33:39,705 --> 00:33:41,746
‫اگه مجبور باشم، تنها میرم.

365
00:33:43,913 --> 00:33:46,913
‫بله. نشانهٔ مرموزت.

366
00:33:46,996 --> 00:33:48,830
‫به شاه بَرین گفتم.

367
00:33:48,913 --> 00:33:50,705
‫- پس چرا...
‫- چون دیدن یک نشونه

368
00:33:50,788 --> 00:33:53,330
‫به این معنی نیست
‫که به پیدا کردن سائورون نزدیک شدی.

369
00:33:53,413 --> 00:33:56,788
‫تموم شد.
‫اهریمن نابود شد.

370
00:33:56,871 --> 00:33:59,246
‫پس چرا هنوز توی قلبم هست؟

371
00:34:00,663 --> 00:34:02,663
‫بعد از اتفاقاتی که متحمل شدی...

372
00:34:04,038 --> 00:34:06,288
‫بلاتکلیفی عادیه.

373
00:34:07,288 --> 00:34:08,746
‫بلاتکلیفی؟

374
00:34:12,371 --> 00:34:15,288
‫خوشحالم که مثل من
‫با اهریمن آشنا نیستی.

375
00:34:16,496 --> 00:34:18,746
‫اما تو چیزی که من دیدم رو ندیدی.

376
00:34:18,830 --> 00:34:19,871
‫به اندازهٔ سهمم دیدم.

377
00:34:19,955 --> 00:34:23,580
‫چیزی که من دیدم رو ندیدی.

378
00:34:24,413 --> 00:34:26,538
‫اهریمن نمی‌خوابه، الروند.

379
00:34:27,871 --> 00:34:29,080
‫منتظر می‌مونه.

380
00:34:29,746 --> 00:34:32,580
‫و لحظه‌ای که در بی‌خیالی به سر می‌بریم،

381
00:34:32,663 --> 00:34:34,080
‫چشم ما رو می‌بنده.

382
00:34:36,038 --> 00:34:38,663
‫بذار بگیم همه ترس‌هات درسته،

383
00:34:38,746 --> 00:34:42,080
‫و این دشمن یه‌جایی اون بیرونه،
‫منتظر نشسته.

384
00:34:43,121 --> 00:34:45,913
‫واقعا باور داری دنبالش گشتن
‫تو رو راضی می‌کنه؟

385
00:34:46,371 --> 00:34:49,663
‫کشتن یه اورک دیگه
‫تو رو آروم می‌کنه؟

386
00:34:49,746 --> 00:34:51,663
‫- اگه اشتباه کنی...
‫- اشتباه نمی‌کنم.

387
00:34:51,746 --> 00:34:53,204
‫اگه اشتباه کنی،

388
00:34:54,079 --> 00:34:57,246
‫باعث مرگ الف‌های بیشتری
‫در سرزمین‌های دور دست میشه؟

389
00:34:59,079 --> 00:35:01,204
‫برای این‌که خودت رو متقاعد کنی
‫به قدر کافی گشتی،

390
00:35:01,288 --> 00:35:04,121
‫لازمه چند تا مجسمه دیگه
‫به این مسیر اضافه کنی؟

391
00:35:04,954 --> 00:35:07,579
‫هیچ‌کس در تاریخ
‫دستور شاه رو رد نکنه.

392
00:35:08,413 --> 00:35:10,496
‫الان هم به همین منوال ادامه پیدا می‌کنه.

393
00:35:11,371 --> 00:35:14,371
‫اینجا مردد میشی،
‫منزوی میشی،

394
00:35:14,454 --> 00:35:16,704
‫در نجواهای سیاه و رویاها مسموم میشی.

395
00:35:16,788 --> 00:35:19,246
‫اگه برم غرب، فکر می‌کنی
‫سرنوشتم بهتر بشه؟

396
00:35:21,079 --> 00:35:24,538
‫جایی که آواز صدای اشک و فغانِ
‫نبرد گوش‌هام رو به سُخره می‌گیرن؟

397
00:35:26,538 --> 00:35:30,454
‫میگی از همه وحشت‌های سرزمین میانه پیروز شدم.

398
00:35:31,996 --> 00:35:34,204
‫با این‌حال می‌خوای بذاری
‫درون من زنده باشن؟

399
00:35:35,288 --> 00:35:36,621
‫با خودم ببرمشون؟

400
00:35:37,621 --> 00:35:41,538
‫نمی‌میره و تغییر نمی‌کنه و نمی‌شکنه،

401
00:35:42,579 --> 00:35:44,954
‫اون هم توی سرزمین بهاره بی زمستون؟

402
00:35:45,038 --> 00:35:47,454
‫تنها توی قلمروی فرخنده

403
00:35:47,538 --> 00:35:50,038
‫چیزهای آسیب دیده التیام پیدا می‌کنن.

404
00:35:50,871 --> 00:35:51,954
‫برو به اونجا.

405
00:35:52,454 --> 00:35:54,246
‫برو و بهت قول میدم...

406
00:35:54,954 --> 00:35:58,871
‫اگه کوچیک‌ترین شایعه‌ای بشنوم
‫تهدیدی که میگی حقیقت داشته باشه،

407
00:35:59,371 --> 00:36:01,746
‫تا زمان اصلاحش دست نمی‌کشم.

408
00:36:03,621 --> 00:36:06,038
‫به قدر کافی مبارزه کردی، گالادریل.

409
00:36:08,621 --> 00:36:10,163
‫شمشیرت رو زمین بذار.

410
00:36:10,913 --> 00:36:12,829
‫بدون شمشیر، من چی هستم؟

411
00:36:12,913 --> 00:36:14,538
‫چیزی که همیشه بودی.

412
00:36:17,496 --> 00:36:18,746
‫دوستِ من.

413
00:36:22,746 --> 00:36:26,871
‫[ لیندون ]

414
00:36:37,704 --> 00:36:39,788
‫[ سرزمین‌های جنوبی - سرزمین انسان‌ها ]

415
00:37:12,454 --> 00:37:13,871
‫عصر بخیر.

416
00:37:13,954 --> 00:37:15,496
‫به سه تا حرکت برنده میشی.

417
00:37:20,329 --> 00:37:21,788
‫به احتمال زیاد مسموم شده.

418
00:37:21,871 --> 00:37:23,788
‫مسموم شده؟ کار کی بوده؟

419
00:37:24,329 --> 00:37:27,413
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫انگار حیوون کودن خودشو مسموم کرده.

420
00:37:39,538 --> 00:37:41,413
‫آروندیر.

421
00:37:42,079 --> 00:37:44,413
‫واقعا به این زودی دو هفته شد؟

422
00:37:45,621 --> 00:37:46,746
‫آره.

423
00:37:48,579 --> 00:37:52,246
‫متاسفانه، چیز زیادی ندارم بهت بگم.

424
00:37:52,329 --> 00:37:55,746
‫چند تا مشاجره جزیی بود،
‫یه‌کم جر زنی توی تاس بازی.

425
00:37:56,329 --> 00:37:58,454
‫و... آره!

426
00:37:58,538 --> 00:38:00,996
‫سه‌شنبه، یه‌کم شور و هیجان داشتیم.

427
00:38:01,079 --> 00:38:02,996
‫سر یه دختر دعوا شده.

428
00:38:03,413 --> 00:38:06,829
‫چشم‌های مَرده لوچ بود و چشم‌های زنه
‫اینور اونور بود، البته اگه منظورم رو بفهمی.

429
00:38:09,038 --> 00:38:11,163
‫نوشیدنی می‌خوری، سرباز؟

430
00:38:11,246 --> 00:38:13,454
‫خب، مثل همیشه
‫چاه من برای توئه.

431
00:38:13,537 --> 00:38:15,037
‫و مسمومیت چی؟

432
00:38:15,537 --> 00:38:16,579
‫کدوم مسمومیت؟

433
00:38:16,662 --> 00:38:18,454
‫همونی که می‌گفتی.

434
00:38:18,537 --> 00:38:19,662
‫نه، نه، نه، نه...

435
00:38:19,746 --> 00:38:22,787
‫دربارهٔ علف سمی چرت و پرت می‌گفت.

436
00:38:24,287 --> 00:38:27,121
‫یکی از اینجا رد شد و گفت
‫که چراگاهش فاسد شده.

437
00:38:27,204 --> 00:38:29,371
‫فقط علف هرز رشد می‌کنه.

438
00:38:29,454 --> 00:38:32,162
‫اینی که میگی، اهل کجا بود؟

439
00:38:32,662 --> 00:38:34,162
‫نگفت. فکر کنم اهل شرق بود.

440
00:38:34,912 --> 00:38:36,329
‫چند شنبه اومده بود؟

441
00:38:36,412 --> 00:38:39,454
‫بی‌خیال شو، گوش دراز.

442
00:38:40,371 --> 00:38:42,412
‫یه مشت چمن بیشتر نیست.

443
00:38:43,496 --> 00:38:47,787
‫آدم‌هایی که ما رو باهاشون یکی می‌دونی
‫هزاران سال پیش مردن.

444
00:38:47,871 --> 00:38:50,704
‫شماها کی می‌خواد بی‌خیال گذشته بشید؟

445
00:38:54,579 --> 00:38:58,121
‫گذشته همراه ماست،
‫چه خوشت بیاد یا نیاد.

446
00:38:58,996 --> 00:39:02,996
‫یه روز، شاه حقیقی ما برمی‌گرده.

447
00:39:04,121 --> 00:39:08,621
‫و ما رو از زیر کفش‌های نوک‌تیزتون
‫بیرون می‌کشه.

448
00:39:08,704 --> 00:39:10,912
‫آروم باش، پسر.
‫خودتو کنترل کن.

449
00:39:23,246 --> 00:39:24,246
‫بیا، رفیق.

450
00:39:27,371 --> 00:39:29,371
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

451
00:39:52,954 --> 00:39:54,371
‫دستت رو بده.

452
00:40:12,996 --> 00:40:14,162
‫بذرهای آلفیرین.

453
00:40:17,162 --> 00:40:19,829
‫آخرین بار وقتی بچه بودم
‫این گل رو دیدم.

454
00:40:20,579 --> 00:40:22,079
‫از کجا پیدا کردی؟

455
00:40:22,746 --> 00:40:26,204
‫با یه طبیب که داشت رد می‌شد مبادله کردم.

456
00:40:26,287 --> 00:40:28,412
‫گلبرگ‌ها رو له کردیم
‫تا به شکل مرهم در بیاریم.

457
00:40:28,496 --> 00:40:30,121
‫تو له‌شون کردی؟

458
00:40:30,204 --> 00:40:31,662
‫به آرومی.

459
00:40:35,121 --> 00:40:37,121
‫بین هم‌نوع‌هات طبیب دارین؟

460
00:40:37,204 --> 00:40:38,579
‫آره.

461
00:40:38,662 --> 00:40:40,496
‫ولی بهشون میگیم هنرمند.

462
00:40:41,454 --> 00:40:45,496
‫اکثر زخم‌های ما خودشون خوب میشن،

463
00:40:45,579 --> 00:40:49,996
‫بنابراین، کار اون‌ها اینه‌ به‌جای نشون دادن
‫حقایق پنهان، زیبایی رو نشون بدن.

464
00:40:50,954 --> 00:40:53,621
‫زیبایی قدرت بالایی داره
‫تا روح رو التیام بده.

465
00:40:55,912 --> 00:40:58,621
‫پس امیدوارم گل‌های آلفیرین
‫رو زیبا ببینی.

466
00:41:05,912 --> 00:41:07,579
‫پس تا دفعه بعد.

467
00:41:07,662 --> 00:41:08,746
‫سرباز.

468
00:41:16,537 --> 00:41:18,162
‫چیزی برای گزارش نیست؟

469
00:41:19,454 --> 00:41:21,121
‫چیز غیر عادی نبود.

470
00:41:23,704 --> 00:41:24,912
‫و چاه...

471
00:41:26,329 --> 00:41:27,579
‫چطور بود؟

472
00:41:29,121 --> 00:41:30,537
‫ازش آب کشیدی؟

473
00:41:31,454 --> 00:41:33,204
‫توی اوستیریث منتظرمون هستن.

474
00:41:35,329 --> 00:41:38,162
‫تا به‌حال به عواقبی که ممکنه
‫گریبانگیرم بشه فکر کردی

475
00:41:38,246 --> 00:41:41,162
‫اگه دیده‌بان ارشد بفهمه
‫این کاریـه که می‌کنی؟

476
00:41:41,245 --> 00:41:42,912
‫متاسفانه منظورت رو نمی‌فهمم.

477
00:41:42,995 --> 00:41:44,537
‫مراقب اون‌ها بودن
‫به قدر کافی سخت و دشوار هست

478
00:41:44,579 --> 00:41:46,662
‫اونم بدون این‌که همزمان
‫حواسم به تو هم باشه.

479
00:41:46,745 --> 00:41:47,995
‫یا نکنه فکر کردی من کورم؟

480
00:41:48,079 --> 00:41:51,245
‫نه. فکر می‌کنم خیلی حرف میزنی.

481
00:41:51,954 --> 00:41:53,870
‫و بوی برگ فاسد میدی.

482
00:41:53,954 --> 00:41:55,454
‫نه، بو نمیدم.

483
00:41:55,537 --> 00:41:56,704
‫چرا، بو میدی.

484
00:42:04,537 --> 00:42:07,537
‫منظور من همینه.
‫تنها دو بار در تاریخ

485
00:42:07,620 --> 00:42:10,745
‫ازدواج بین الف‌ها و انسان‌ها شکل گرفته.

486
00:42:10,829 --> 00:42:13,329
‫و توی هر دو مورد، فاجعه‌بار تموم میشه.

487
00:42:13,412 --> 00:42:14,495
‫با مرگ تموم شده.

488
00:42:14,579 --> 00:42:16,495
‫لازم نیست یادآوری کنی.

489
00:42:18,079 --> 00:42:19,662
‫پس چرا پافشاری می‌کنی؟

490
00:42:20,454 --> 00:42:22,162
‫یه دلیل قانع کننده بهم بده.
‫فقط یه دلیل.

491
00:42:22,245 --> 00:42:24,079
‫آروندیر! مدهور!

492
00:42:25,537 --> 00:42:28,454
‫شاه بَرین اعلام کرده
‫دوران جنگ تموم شده.

493
00:42:29,912 --> 00:42:32,329
‫تمامی پایگاه‌های دیده‌بانی دوردست منحل شدن.

494
00:42:33,787 --> 00:42:34,870
‫می‌تونیم بریم.

495
00:43:02,037 --> 00:43:03,620
‫- آخرین دیده‌بانیه؟
‫- اوهوم.

496
00:43:05,745 --> 00:43:08,245
‫هفتاد و نه سال اینجا مشغول بودم.

497
00:43:10,370 --> 00:43:13,037
‫فکر می‌کنم بهش عادت کردم.

498
00:43:14,704 --> 00:43:18,245
‫باورت میشه اینجا زمانی
‫زمین پر از سنگ بود؟

499
00:43:18,329 --> 00:43:20,329
‫خیلی تغییر کرده، دیده‌بان ارشد.

500
00:43:21,204 --> 00:43:23,287
‫اما انسان‌هایی که اینجا زندگی می‌کنن
‫چندان تغییر نکردن.

501
00:43:23,787 --> 00:43:27,787
‫خون آدم‌هایی که پیروی مورگوت بودن
‫هنوز در رگ‌هاشون جاریه.

502
00:43:30,204 --> 00:43:32,079
‫مربوط به خیلی وقت پیش میشه، دیده‎بان ارشد.

503
00:43:37,079 --> 00:43:38,787
‫قبل از جنگ چه شغلی داشتی؟

504
00:43:39,704 --> 00:43:40,829
‫کشاورز بودم.

505
00:43:40,912 --> 00:43:43,495
‫پس نسبت به چیزی که شهرت رو ترک کردی
‫با دست پر برمی‌گردی.

506
00:43:44,662 --> 00:43:47,454
‫افتخار، مقام.

507
00:43:48,745 --> 00:43:50,412
‫زندگیت از نو شروع میشه.

508
00:43:51,412 --> 00:43:53,454
‫ولی این رو یادت باشه، آروندیر،

509
00:43:54,079 --> 00:43:57,662
‫که به مدت ۷۹ سال،
‫مراقب مردان و زنان تیرهراد بودی،

510
00:43:57,745 --> 00:44:00,662
‫نه به‌خاطر کاری که اجدادشون کردن...

511
00:44:02,120 --> 00:44:04,120
‫بلکه به‌خاطر چیزی که الان هستن.

512
00:44:09,662 --> 00:44:10,870
‫و قدردان باش.

513
00:44:12,412 --> 00:44:14,579
‫این‌که هیچ‌وقت دیگه نمی‌بینی‌شون.

514
00:44:45,537 --> 00:44:48,662
‫مراقب باش. پودر ریشه آتشینه.
‫باید آروم بریزی.

515
00:44:48,745 --> 00:44:50,829
‫آروم‌تر کار کنم، تا شب همین‌جام.

516
00:44:50,912 --> 00:44:52,787
‫امروز صبح اعصاب نداری.

517
00:44:52,870 --> 00:44:55,495
‫به زور خوابیدم.
‫موش‌ها زیر کف خونه

518
00:44:55,579 --> 00:44:57,620
‫- واسه خودشون مهمونی گرفته بودن.
‫- دوباره؟

519
00:44:57,704 --> 00:45:00,412
‫سه شبه.
‫می‌کّنن و می‌خراشن.

520
00:45:03,912 --> 00:45:05,745
‫اون‌ها اینجا چیکار می‌کنن؟

521
00:45:12,037 --> 00:45:13,537
‫شنیدی رفتی.

522
00:45:14,578 --> 00:45:15,745
‫آره.

523
00:45:17,953 --> 00:45:19,953
‫بقیه گروهانت کجاست؟

524
00:45:21,245 --> 00:45:24,787
‫به احتمال زیاد دنبالم می‌گردن.

525
00:45:25,495 --> 00:45:27,162
‫خونهٔ من چیکار می‌کنی؟

526
00:45:40,537 --> 00:45:42,370
‫حرف دلت رو بزن.

527
00:45:42,453 --> 00:45:43,953
‫یه بار گفتم.

528
00:45:44,828 --> 00:45:48,370
‫صدها بار، به هر روش
‫جز این‌که به زبون بیارم.

529
00:45:50,370 --> 00:45:51,495
‫مادر.

530
00:45:53,037 --> 00:45:54,703
‫یه آقایی باهات کار داره.

531
00:46:01,787 --> 00:46:03,620
‫حیوون‌ها رو هم درمان می‌کنی؟

532
00:46:05,662 --> 00:46:08,078
‫اگه میشه نگاه کن.

533
00:46:08,995 --> 00:46:12,037
‫انگار بیماره.

534
00:46:12,787 --> 00:46:14,203
‫چه بیماری؟

535
00:46:21,537 --> 00:46:23,037
‫تب نداره.

536
00:46:25,037 --> 00:46:27,662
‫و جای زخم نداره.

537
00:46:28,870 --> 00:46:30,495
‫کجا علف خورده؟

538
00:46:30,578 --> 00:46:32,328
‫چند روز پیش رفت شرق.

539
00:46:33,453 --> 00:46:35,037
‫فکر می‌کنی ممکنه چیزی خورده باشه؟

540
00:46:39,703 --> 00:46:42,537
‫چی ازش اومد؟

541
00:46:43,828 --> 00:46:45,412
‫تا کجای شرق رفته بود؟

542
00:46:45,495 --> 00:46:47,870
‫ممکنه تا هوردرن رفته باشه.

543
00:46:53,370 --> 00:46:54,578
‫کجا میری؟

544
00:46:54,662 --> 00:46:57,912
‫تا هوردرن یه روز راهه.
‫اگه الان راه بیفتم، تا غروب میرسم.

545
00:46:57,995 --> 00:46:59,328
‫منم باهات میام.

546
00:47:11,828 --> 00:47:13,578
‫عجله کن.

547
00:47:13,662 --> 00:47:15,953
‫اگه اینجا پیدامون کنه،
‫دمار از روزگارمون در میاره.

548
00:47:19,620 --> 00:47:21,745
‫اتفاقی پیداش کردم.

549
00:47:21,828 --> 00:47:23,120
‫روی گنج دست گذاشتم.

550
00:47:25,662 --> 00:47:26,828
‫خب، بگو ببینم،

551
00:47:27,828 --> 00:47:30,370
‫حقیقت داره؟ داستان مامانت؟

552
00:47:31,328 --> 00:47:32,745
‫چی حقیقت داره؟

553
00:47:33,453 --> 00:47:37,245
‫شنیدم والدرگ، پریروز مامانت
‫و یکی از گوش درازها رو

554
00:47:37,370 --> 00:47:39,870
‫دم چاه دیده که حسابی گرم گرفته بودن.

555
00:47:39,953 --> 00:47:41,078
‫کی بهت گفته؟

556
00:47:41,162 --> 00:47:42,412
‫همه.

557
00:47:42,870 --> 00:47:44,037
‫دروغه.

558
00:47:44,578 --> 00:47:47,120
‫شاید واسه همین بابات فرار کرد.

559
00:47:47,203 --> 00:47:48,537
‫بابای من فرار نکرد.

560
00:47:48,620 --> 00:47:49,787
‫خب چه اتفاقی واسش افتاد؟

561
00:47:50,537 --> 00:47:52,203
‫نمی‌دونی، نه؟

562
00:47:55,745 --> 00:47:58,578
‫عوضی بدجنس جایزه شاه
‫رو این پایین داره.

563
00:48:00,162 --> 00:48:01,662
‫جایزه واقعی.

564
00:48:21,870 --> 00:48:22,870
‫مراقب باش!

565
00:48:25,370 --> 00:48:26,453
‫برو، زود باش.

566
00:49:05,286 --> 00:49:07,286
‫از جلوی چشمم رفت.

567
00:49:08,495 --> 00:49:11,578
‫گالادریل خیلی مطمئن بود
‫که جستجوش باید ادامه پیدا کنه.

568
00:49:12,828 --> 00:49:15,828
‫اگه اینطور بود پیش‌بینی می‌کردیم،

569
00:49:15,911 --> 00:49:18,578
‫اون ممکنه سهوا اهریمنی که برای شکست دادنش

570
00:49:18,620 --> 00:49:21,286
‫به دنبالش گشته
‫رو درون خودش زنده نگه داشته باشه.

571
00:49:23,328 --> 00:49:26,411
‫همون بادی که منجر به خاموشی آتش میشه

572
00:49:26,495 --> 00:49:28,911
‫باعث گسترش آتش هم میشه.

573
00:49:30,745 --> 00:49:32,495
‫پس سایه‌ای که به دنبالش بوده...

574
00:49:35,328 --> 00:49:36,911
‫باور داری وجود داره؟

575
00:49:37,536 --> 00:49:40,161
‫آروم باش.

576
00:49:41,495 --> 00:49:43,036
‫کاری که کردی درست بود.

577
00:49:43,786 --> 00:49:47,078
‫برای گالادریل و سرزمین میانه.

578
00:49:49,036 --> 00:49:50,495
‫تشخیص درست و غلط دشوار میشه...

579
00:49:52,953 --> 00:49:55,161
‫وقتی دوستی و وظیفه یکی میشن.

580
00:49:57,161 --> 00:49:59,828
‫برای همین بار سنگینی
‫بر روی دوش رهبران هست

581
00:50:00,745 --> 00:50:02,953
‫و افرادی که به دنبال رهبری هستند.

582
00:50:04,703 --> 00:50:06,995
‫گالادریل به سمت غروب رفت.

583
00:50:07,078 --> 00:50:11,911
‫من و تو باید منتظر طلوع نو باشیم.

584
00:50:14,036 --> 00:50:15,203
‫به همین منظور،

585
00:50:16,786 --> 00:50:20,370
‫با کار لرد کلبریمبور آشنایی داری؟

586
00:50:21,411 --> 00:50:23,411
‫بزرگ‌ترین الف آهنگر، البته که آشنایی دارم.

587
00:50:24,245 --> 00:50:27,911
‫از بچگی هنروریشون رو تحسین می‌کرد.
‫برای چی؟

588
00:50:27,995 --> 00:50:32,745
‫قراره یه پروژه جدید رو شروع کنه.
‫یه پروژه خیلی مهم.

589
00:50:33,828 --> 00:50:36,953
‫و تصمیم گرفتیم
‫که تو باهاش کار کنی.

590
00:50:39,911 --> 00:50:43,411
‫ولی توضیحاتش با شما باشه، لرد کلبریمبور.

591
00:50:58,995 --> 00:51:02,036
‫اول آدم بزرگ‌ها، حالا ستاره‌ها.

592
00:51:03,745 --> 00:51:06,078
‫موقع خواب باید چشم‌ها باز باشه.

593
00:51:10,036 --> 00:51:11,328
‫تقریبا انگار...

594
00:51:12,953 --> 00:51:15,120
‫انگار حواسشون به یه چیزی هست.

595
00:51:15,620 --> 00:51:16,703
‫حواسشون به چی هست؟

596
00:51:17,703 --> 00:51:20,578
‫حواسشون به دعوا کردن توئه،
‫اگه سرت توی کار خودت نباشه.

597
00:51:20,661 --> 00:51:22,495
‫چیه؟ چی می‌بینی؟

598
00:51:22,578 --> 00:51:24,786
‫النور برندی‌فوت،
‫مثل بابات فضولی،

599
00:51:24,870 --> 00:51:26,703
‫و همیشه دنبال دردسری،

600
00:51:26,786 --> 00:51:30,995
‫برای هارفوت بودن
‫خیلی کنجکاو و فضولی.

601
00:51:31,078 --> 00:51:33,786
‫مطمئنی نصفت سنجاب نیست؟

602
00:51:35,203 --> 00:51:37,953
‫سدوک. سدوک، لطفا.

603
00:51:38,745 --> 00:51:39,953
‫بهم بگو.

604
00:51:42,703 --> 00:51:45,286
‫آسمون‌ها عجیبن.

605
00:51:47,661 --> 00:51:48,953
‫عجیب.

606
00:51:49,036 --> 00:51:50,120
‫از چه نظر عجیبن؟

607
00:51:50,203 --> 00:51:52,078
‫نوری! روغن گرفتی؟

608
00:51:52,161 --> 00:51:53,411
‫دارم میام.

609
00:52:02,161 --> 00:52:04,703
‫با اهالی هوردرن چقدر آشنایی داری؟

610
00:52:04,786 --> 00:52:07,619
‫خیلی، خوشبختانه.
‫اونجا دنیا اومدم.

611
00:52:09,619 --> 00:52:10,786
‫چطور؟

612
00:52:10,869 --> 00:52:14,328
‫اهالی هوردرن معروف هستن
‫به وفاداری استوار و راسخ‌شون

613
00:52:14,411 --> 00:52:16,078
‫نسبت به مورگوت.

614
00:52:17,203 --> 00:52:18,619
‫چی گفتی؟

615
00:52:22,661 --> 00:52:23,911
‫حقیقت رو گفتم.

616
00:52:25,161 --> 00:52:27,161
‫داری دربارهٔ دوست‌های من حرف میزنی.

617
00:52:27,244 --> 00:52:29,828
‫فامیل‌های نزدیکم، می‌شناسمشون.
‫آدم‌های خوبی هستن.

618
00:52:33,994 --> 00:52:35,786
‫برای همین پیش توام.

619
00:52:38,244 --> 00:52:39,869
‫به جای این‌که پیش دیده‌بان ارشد باشم.

620
00:52:40,911 --> 00:52:42,161
‫برانوین.

621
00:52:48,869 --> 00:52:52,786
‫توی مهربون‌ترین آدمی هستی
‫که توی دوران کارم توی این سرزمین دیدم.

622
00:53:08,744 --> 00:53:09,994
‫هوردرن.

623
00:53:15,369 --> 00:53:17,661
‫[ سرزمین‌های جنوبی ]

624
00:53:21,036 --> 00:53:23,036
‫[ دریاهای ساندرینگ ]

625
00:55:39,411 --> 00:55:45,077
‫می‌دونی چرا کشتی روی آب وایمیسته
‫ولی سنگ نمی‌تونه؟

626
00:56:20,119 --> 00:56:21,286
‫گالادریل.

627
00:56:37,202 --> 00:56:38,619
‫دستت رو بده.

628
00:56:51,369 --> 00:56:54,369
‫اما گاهی اوقات انعکاس نور توی آب

629
00:56:54,452 --> 00:56:57,119
‫دقیقا به روشنایی همون نور توی آسمونـه.

630
00:56:58,827 --> 00:57:00,619
‫حالا من از کجا بدونم
‫باید دنبال کدوم نور برم؟

631
00:57:02,911 --> 00:57:04,911
‫بعضی وقت‌ها نمی‌تونیم بفهمیم

632
00:57:06,661 --> 00:57:08,661
‫تا وقتی به تاریکی دست بزنیم.

633
00:57:20,286 --> 00:57:21,369
‫گالادریل!

634
00:59:07,160 --> 01:00:47,060
..:: جديدترين فیلم های سینمایی و سریال های ایرانی و خارجی ::..
..:: جديدترين آهنگ ها و موزیک ویدیو های ایرانی و خارجی ::..
..::دانلود آسان و نیم بها همه فیلم ها بدون سانسور و حذفیات::..
..::همراه زیرنویس فارسی::..
آدرس کانال تلگرام و اینستاگرام @cafehmusic_ir
آدرس سایت CafehMusic.ir
کافه موزیک

